این وبلاگ صرفا خاطرات روزمره من بوده

و ارزش دیگری ندارد

چه بگویم از عشق چه بگویم از چه نالم من درد ودرمانم تویی وهجر وپایانم تویی

[ یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 ] [ 12:41 ] [ .... ]

[ ]

هر روز گناهم را تکرار میکنم وهر شب تکرار تکرار تکرار کریمی به کرمت قسم رحیمی به رحمتت قسیم حکیمی به حکمتت قسم خدایی به خداییت قسم یاریم کن یاریم کن یاریم کن یا تواب یا تواب یا تواب یا تواب یا تواب یا تواب یا تواب یا تواب یا تواب یا تواب یا ارحم الراحمین یا ارحم الراحمین

خدایا جایزه را تو به من دادی مسببش بودی کمکم کند تداوم یابد وکمکم کم درد من درد مردم باشد یعنی درد مردم را بفهمم کمکم کن خب؟کمکم کن خ .ار را ترک کنم خب؟یا تواب

[ دوشنبه بیستم مرداد 1393 ] [ 23:39 ] [ .... ]

[ ]

دیروز خبر سوم شدنم را شنیدم یادم رفت بگویم خدا را شکر یعنی گفتم یادم رفت بنویسم خدا را شکر...

خدا را شکر میگویند رحیمی گاهی به تو شک میکنم ولی تو آنقدر مهربانی که باز هم کمکم میکنی یاریم میکنی اراده میخواهم اراده قوی وکمی شخصیت کمی بیشتر از کمی یعنی کلی شخصیت میخواهم وکار وپیشنهاد کاری در خبر در یک روزنامه معتبر بادر آمد ناشی از خبر نه دیپرتاژ

در مورد آلما هم این روزها روزهای خوبی را نمیگذراند هرکسی حرفی میزند ومن اصلا نمیدانم چه گذشت کمکش کن کمکم کن که کمکش کنم تو خدایی درد را میدانی درمانت هم هست؟

[ سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 ] [ 19:44 ] [ .... ]

[ ]

میبینی ته خطم تاکسی دربست جهنم اتاق پرف لباس هایی آتشین مقصر خودم

مقصر سرد شدن او خودم

[ یکشنبه پنجم مرداد 1393 ] [ 13:58 ] [ .... ]

[ ]

آمدم تا با تو حرف بزنم تنهای تنها چشم در مقابل چشم گوش در مقابل گوش عشق در مقابل این یکی را مطمئن نیستم یاریم کردی یاریم میکنی دست هایم را گرفتی دست هایم را میگیری زمینم نمیزنی زمینت نمیزنم دوستت دارم دوستم...این یکی را باز هم مطمئن نیستم .اگر دوستم داری چرا اینطور میشود من از تو مهر او را خواستم توی کل دنیا مثل دو دوست اما تو او را نمیدهی چرا؟زیادی خواستم؟زیادی بود مهرش برای من؟

من به تو التماس میکنم خالق جز تو کسی را دارم؟دیگر کسی برایم مانده؟به چه کسی التماس کنم دوستش دارم مهرش افتاده به دلم خب چه کنم؟فقط یکبار دیگر ببینمش فیس در مقابل فیس کمکم کن خب؟

امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء /امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء

امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء/امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء

امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء/امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء

[ یکشنبه پنجم مرداد 1393 ] [ 0:39 ] [ .... ]

[ ]

چه دروغ بزرگیست وقتی به رضای تو در مورد او راضی نیستم بگویم راضیم به رضای تو

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 16:6 ] [ .... ]

[ ]

تب کرده ام بی او تب کرده ام میدانی که نمیتوانم فقط یکبار دیگر خب فقط یکبار دیگر...

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 17:44 ] [ .... ]

[ ]

همش دردم به تو گویم ودرمان را از تو می خواهم ...

خداوندا تو دانایی وآگاهی به درد من ودرمانم ...

[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ 16:45 ] [ .... ]

[ ]

یا الله،یا واحد، یا أحد، یا الصّمد، یا الأوّل،یا الآخر، یا السّمیع،یا البصیر، یا القدیر،یا القاهر،یا العلی، یا الأعلی، یا الباقی، یا البدیع،یا الباریء،یا الأکرم،یا الظّاهر، یا الباطن، یا الحی،یا الحکیم،یا العلیم، یا الحلیم،یا الحفیظ،یا الحقّ، یا الحسیب، یا الحمید، یا الحَفِی،یا الرّبّ،یا الرّحمن،یا الرّحیم،یا الذّاری، یا الرّازق،یا الرّقیب،یا الرّؤوف، یا الرّائی،یا السّلام،یا المؤمن،یا المهیمن،یا العزیز، یا الجبّار، یا المتکبّر،یا السید،یا السبوح،یا الشهید،یا الصّادق،یا الصانع،یا الطّاهر،یا العدل،یا العَفُوّ، یا الغفور، یا الغنی،یا الغیاث،یا الفاطر، یا الفرد،یا الفتّاح، یا الفالق، یا القدیم، یا الملک،یا القدّوس،یا القوی، یا القریب،یا القیوم، یا القابض، یا الباسط،یا قاضی الحاجات، یا المجید، یا المولی،یا المنّان، یا المحیط، یا المبین،یا المقیت، یا المصوّر، یا الکریم، یا الکبیر، یا الکافی،یا کاشف الضّر،یا الوتر،یا النّور، یا الوهاب، یا النّاصر، یا الواسع، یا الودود،یا الهادی، یا الوفی، یا الوکیل، یا الوارث،یا البرّ، یا الباعث،یا التّواب، یا الجلیل، یا الجواد،یا الخبیر،یا الدّیان،یا الشکور، یا العظیم،یا اللطیف،یا الشافی یا الخالق،یا خیر النّاصرین،یا قاضی الحاجات،یا قاضی الحاجات،یا قاضی الحاجات،یا قاضی الحاجات،یا قاضی الحاجات،یا قاضی الحاجات،یا قاضی الحاجات،یا قاضی الحاجات،یا قاضی الحاجات

 

امن یجیب المظطر اذا دعاه و یکشف السُّوء/امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء

امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء/امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء

امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء/امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء

امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء/امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء

امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء/امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء

امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء/امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء

امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء/امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء

امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء/امن یجیب المظطر اذا دعاه ویکشف السُّوء

میدانی دوستش دارم اندکی ذره ایی کوچکی دوستم داشته باشد خب؟

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 4:11 ] [ .... ]

[ ]

تو خالقی وتو زیبایی میدهی پس بده از زیبایی بی انتهایت به بندگانت مبادا در زشتی های گناهانمان قوطه بزنیم...یا غفار

او زیباست وزیبایی خود را از تو دارد پس ببخش بر من زیبایی ومهر خودت را تا از مهر تو سیراب شوم

 

[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 15:46 ] [ .... ]

[ ]